تبليغاتX
مولتی مینیمالیست
پیرمرد گدا وقتی پاکت سیگار را روی زمین دید، چشمانش از خوشحالی برق زد. اما وقتی پاکت را از روی زمین برداشت فهمید که پاکت خالی است. پس گفت:
- تف به ذات بی فرهنگت بیاد که آشغال می ریزی و میری....

*دوستان عزیز، متاسفانه به دلیل گرفتاری زیاد تا مدتی از به روز کردن وبلاگ معذور هستم. اما خب با دلبستگی من به محیط وبلاگ و دوستان وبلاگی، احتمالا به زودی برمی گردم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 13:13  توسط محمدرضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
نقدینگی(نقدهای من بر فیلم و کتاب و ...)
ساراپری
دغایغ
کوفتمان
پلاک1+12
عباس معروفی
مجنون لیلی
گوشه دل
رضا آموزگار
Rememeber
رضا ناظم
بیا فقط بخند
یک فنجان قهوه
جزیره
دیدگاه ها و تجربیات یک مرد تنها
من یکتا پرستم
هومن
ليست وبلاگهای به روز شده
خوابی در هیاهو
جهالت مجهول
از اشک تا لبخند
همه راه ها به سوی خدا و شناخت اوست
اخترک 0098
خوابگرد
کافه داستان
زندگی برای زندگی
من و خودم
جعبه احساسات...!
فرانسوا
نامدفون ها
Reformule
رو به رو با نازنین(خشایار)
سینمای نوین
درد و دلی با من
تراوشات یک ذهن بیمار
قصه خوانی(روهولا)
سبکی تحمل ناپذیر هستی
سکوت سنگین
چرکنویس مچاله
لحظه های رویش
حرف های ناتمام...
گوشه روشن
کافه انتهای کوچه بن بست
ناتاشا امیری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان