تبليغاتX
مولتی مینیمالیست - بی چون و چرا
امروز دکتر خیامی، استاد تمام رشته فلسفه و مولف چندین کتاب برجسته علمی، اسباب بازی جدیدی را که تازه برای نوه اش خریده بودند را جلوی چشمان متحیر کودک زیر پا له کرد. پسر و عروس دکتر در آن لحظه یقین داشتند که وی حتما دلیل موجهی برای این کار خود دارد. حتی نوه هم فکر کرد که این درد تازه چیزی مثل همان درد آمپول است که بزرگان برای رسیدن مصلحتی آن را به کودکان تحمیل می کنند.

اما واقعیت این بود که دکتر خیلامی هیچ توجیهی برای این حرکت خود نداشت.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 10:41  توسط محمدرضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
نقدینگی(نقدهای من بر فیلم و کتاب و ...)
ساراپری
دغایغ
کوفتمان
پلاک1+12
عباس معروفی
مجنون لیلی
گوشه دل
رضا آموزگار
Rememeber
رضا ناظم
بیا فقط بخند
یک فنجان قهوه
جزیره
دیدگاه ها و تجربیات یک مرد تنها
من یکتا پرستم
هومن
ليست وبلاگهای به روز شده
خوابی در هیاهو
جهالت مجهول
از اشک تا لبخند
همه راه ها به سوی خدا و شناخت اوست
اخترک 0098
خوابگرد
کافه داستان
زندگی برای زندگی
من و خودم
جعبه احساسات...!
فرانسوا
نامدفون ها
Reformule
رو به رو با نازنین(خشایار)
سینمای نوین
درد و دلی با من
تراوشات یک ذهن بیمار
قصه خوانی(روهولا)
سبکی تحمل ناپذیر هستی
سکوت سنگین
چرکنویس مچاله
لحظه های رویش
حرف های ناتمام...
گوشه روشن
کافه انتهای کوچه بن بست
ناتاشا امیری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان