![]() |
![]() |
|
|
موجود دو جنسی خسته از انبوه تحقیر و تمسخر سرانجام تصمیم می گیرد تا تن به مشقت جراحی دهد. فقط می ماند یک انتخاب. اینکه جنسیتی معین برای خود برگزیند. از آنجاییکه دیگر فکر و ذکرش رهایی از بی هویتی است انتخاب برایش کاملا بی معناست. پس لحظه آخر دم در بیمارستان سکه ای را از جیب درمیاورد و با خود قرار می گذارد که شیر مرد باشد و خط زن.
سکه بعد از پرتاب بر روی لبه اش روی کف صیقلی و مرمرین بیمارستان فرود می آید و دیگر ابدا از جایش تکان هم نمی خورد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 10:35 توسط محمدرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|